درس های 7 کمپین بازاریابی و تبلیغات برتر در شبکه های اجتماعیReviewed by مدیریت چاپومارکت on Apr 14Rating:

استارباکس، داو، ژیلت، اسپاتیفای و چند برند برتر دیگر
درس های ۷ کمپین بازاریابی و تبلیغات برتر در شبکه های اجتماعی

امروزه صحبت های زیادی در مورد کمپین های مختلف در شبکه های اجتماعی می شنویم. با این حال کمتر پیرامون معنای اصلی چنین مفهومی فکر می کنیم. به راستی کمپین های شبکه های اجتماعی چیست؟

به طور کلی، کمپین ها به فرآیند هماهنگ سازی تلاش های بازاریابی از سوی یک کسب وکار در قالب اطلاعاتی جذاب برای مخاطب پیرامون محصولات، خدمات و نمای کلی برند با توانمندی های شبکه های اجتماعی اشاره دارد. نکته مهم در این تعریف ضرورت استفاده از حداقل یک شبکه اجتماعی به عنوان میزبان کمپین تبلیغاتی مان است.

بدون تردید مانند هر پدیده دیگری، کمپین ها نیز دارای ویژگی های منحصر به فرد خود هستند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از تمرکز استراتژیک بر روی هدفی خاص، قابلیت اندازه گیری منظم و مداوم نتایج و القای احساس های مشخصی به کاربران شبکه های اجتماعی برای پسند موضوعی خاص. البته در برخی از موارد هدف اصلی کمپین ها ترغیب مخاطب به عملی خاص نیز هست. به عنوان مثال، ترغیب کاربران به خرید محصولات از برندی مشخص.

کمپین بازاریابی تبلیغات شبکه اجتماعی

بدون تردید در دنیایی که شبکه های اجتماعی روز به روز گسترش پیدا می کنند، استفاده درست از پلتفرم های مختلف اجتماعی در راستای توسعه برندمان اهمیت دارد. یکی از مهم ترین حوزه های فعالیت هر برندی بخش بازاریابی و تبلیغات است. در این مقاله هدف اصلی من بررسی هفت مورد از برترین کمپین های موجود در شبکه های اجتماعی است. به این ترتیب برند شما الگوهای مطلوبی برای فعالیت بازاریابی و تبلیغاتی بهتر در اختیار خواهد داشت.

هفت کمپین شبکه های اجتماعی از برندهای برتر

۱٫ استارباکس: فراپاچینو اسب تک شاخ

پلتفرم مورد استفاده: اینستاگرام

استارباکس چه کرد؟

تبلیغات برتر

استارباکس به عنوان بخشی از کمپین ساعت خوش فراپاچینو اقدام به تولید نوشیدنی با شاخ اسب تک شاخ کرد. نکته جالب این کمپین ارائه محصول مذکور فقط برای یک هفته بود. این کمپین جذاب در آپریل ۲۰۱۷ چشم های بسیاری را به خود جلب کرد

شاید در نگاه نخست کمپین استارباکس اندکی به هم ریخته به نظر برسد. در هر صورت شاخ مورد نظر ما فقط یک نی ساده است. همچنین شباهت دیگری نیز میان نوشیدنی فراپاچینو استارباکس با اسب تک شاخ مشاهده نمی شود. بدون تردید استفاده از رنگ های بنفش و صورتی برای القای احساس حضور یک اسب تک شاخ کافی نیست. به هر حال منظور اصلی من در اینجا انتظارات بسیار بالای مشتریان از برندی مانند استارباکس است. درست به همین دلیل در زمان عرضه محصول ویژه استارباکس بسیاری از افراد میانسال بدان روی خوش نشان ندادند. پس به راستی چرا این کمپین را به عنوان نخستین بخش مقاله ام انتخاب کرده ام؟ اجازه دهید به بررسی بیشتر دلیل موفقیت استارباکس بپردازیم.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

کمپین فراپاچینو اسب تک شاخ و هشتگ آن نزدیک به ۱۵۵ هزار پست مستقل در اینستاگرام تولید کرد. نکته جالب تولید این حجم از محتوا فقط در عرض یک هفته برگزاری کمپین بود.

گاهی اوقات برخی از محصولات مورد پسند نسل میانسال قرار نمی گیرد. با این حال نسل جوان همیشه پیرو بزرگ ترها نیست. به همین دلیل کمپین استارباکس در عین حال که انتقادهای شدیدی از سوی مشتریان میانسال دریافت کرد، موفقیت چشمگیری در زمینه جلب نظر نسل جوان به حساب می آید. انتقاد برخی از سایت های تخصصی حوزه نوشیدنی از کمپین و محصول استارباکس نقش موثری در جلب نظر مشتریان نسل جوان بازی کرد. در حقیقت بیشتر جوانان از چنین سایت هایی متنفر هستند. به همین دلیل وقتی کمپین مورد نظر با انتقاد آنها مواجه شد، انگیزه جوانان برای مشاهده کمپین و امتحان محصولش دوچندان شد.

با توجه به گزارش وب سایت مارکت واچ، کمپین فراپاچینو اسب تک شاخ در ماه آپریل ۲۰۱۷ باعث رشد ۳درصدی فروش نوشیدنی ها در بازار آمریکا شد. بدون تردید این حجم از افزایش فروش، آن هم در بازار بزرگ آمریکا، نشان معتبری از موفقیت یک برند است.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

تولید محصولات انتقادبرانگیز یکی از راهکارهای جذاب برای جلب توجه است. بدون تردید ایده چنین کاری قدمت زیادی دارد. با این حال هنوز هم برخی از ایده های قدیمی کاربرد خاص خود را دارند. نمونه کمپین استارباکس یکی از ایده های قدیمی و هنوز تاثیرگذار است. انتقال چنین کمپینی به شبکه های اجتماعی توان تاثیرگذاری را دوچندان خواهد کرد. توجه داشته باشید، وقتی یک کمپین را در شبکه های اجتماعی برگزار می کنیم، مخاطب هدف ما نسل جوان خواهد بود. خوشبختانه نسل جوان ترسی از بیان علاقه به کمپین های مورد علاقه اش ندارد. همین امر شانس برندها برای کسب موفقیت را بالا خواهد برد. حتی اگر در این میان انتقادهای گسترده ای از افراد میانسال دریافت کنیم، بازهم ایده مورد نظر ارزش خود را حفظ خواهد کرد.

۲٫ بیلی: مبارزه با تبعیض جنسی در استفاده از تیغ اصلاح

پلتفرم های مورد استفاده: وب سایت، فیس بوک، اینستاگرام، یوتیوب

بیلی چه کرد؟

وقتی چندی پیش گزارشی مبنی بر پرداخت ۱۰ تا ۱۵درصد هزینه بیشتر از سوی زنان برای خرید محصولات مختلف از سوی بیل دی بلازیو، شهردار نیویورک، منتشر شد، واکنش های گسترده ای جامعه آمریکا را فرا گرفت. به راستی چرا زنان باید هزینه ای بیشتر برای خرید محصولات در مقایسه با مردها پرداخت کنند؟ در آن زمان بسیاری از رسانه ها مشغول پرداختن به این آمار تاسفبار بودند. در این میان برند بیلی ایده جالبی را اجرا کرد. برند بیلی در زمینه تولید تیغ های اصلاح صورت و بدن ارزان قیمت فعالیت دارد. در حقیقت هدف اصلی این برند توسعه بهداشت فردی با کمترین هزینه ممکن است. کمپین اقتباسی بیلی از گزارش شهردار نیویورک تحت عنوان «مالیات صورتی» به انتقاد از مالیات های بیشتر تیغ های اصلاح مخصوص خانم ها در سری محصولات برندهای بزرگ پرداخت.

نکته جالب در مورد فعالیت برند بیلی اختصاص کمپینی مجزا برای ارائه نکات آموزشی به جامعه بود. کمپین پروژه موی بدن به طور انحصاری به بیان دلیل رشد مو در نقاط مختلف بدن، شیوه های اصلاح آنها و مزیت های تیغ های برند بیلی می پردازد. در این میان آنها از نظر علمی تفاوت میان موی بدن آقایان و خانم ها پیدا نکردند. به همین دلیل آن را به عنوان دلیلی برای ناعدالتی در زمینه قیمت گذاری تیغ های اصلاح عنوان کردند.

پیشنهاد برند بیلی به خانم ها استفاده از محصولاتش بود. آنها با حذف مالیات بیشتر محصولات شان توجه زیادی به خود جلب کردند. نکته جالب اینکه اقدام بیلی در حذف مالیات بیشتر تیغ های مخصوص خانم ها مورد تایید سازمان های دولتی قرار نداشت. به این ترتیب در عمل برند بیلی به جای مشتریانش هزینه مالیات صورتی را پرداخت می کرد. بدون تردید این اقدام شجاعانه توجه بسیاری از مردم را در سراسر جهان به خود جلب می کند. وقتی بسیاری از برندها در سکوت مشغول کسب سود هرچه بیشتر هستند، بیلی اقدام به وفاداری به ارزش اصلی برندش یعنی رعایت بهداشت با کمترین قیمت پرداخت.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

در طول ۱۱ماه نخست کمپین بیلی میزان تعامل کاربران با برند در شبکه های اجتماعی ۶۵ هزار نفر رشد داشت. این رقم در مورد سایت رسمی بیلی نیز مشابه است.

کلید موفقیت بیلی در کمپین مالیات صورتی راه اندازی نوعی فرهنگ ویژه بود. به این ترتیب آنها از زنان درخواست مشخصی داشتند: در مقابل تبعیضی نابجا ایستادگی کنید. بی تردید پرداخت هزینه مالیات تیغ های اصلاح در مجموع هزینه سنگینی را به برند بیلی تحمیل می کند. با این حال آنها چنین هزینه ای را با تعطیلی بخش بازاریابی و تبلیغات شان تامین کرده اند. برند بیلی به جای تبلیغات نمادین در عمل مشغول به توسعه ارزش بنیادی خود است. شاید در نگه نخست این کار عجیب به نظر برسد با این حال بیلی در عمل واکنش های بسیار مطلوبی از کاربران سراسر دنیا در شبکه های اجتماعی دریافت کرده است.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

امروزه آگاهی سیاسی و اجتماعی برندها اهمیت بالایی دارد. این امر شامل آگاهی از وضعیت بین المللی و مناطق مختلف جهان است. بی شک برندهایی که موضع سیاسی و اجتماعی خاصی اتخاذ می کنند، ریسک قابل ملاحظه ای را پذیرا هستند. با این حال چنین ریسک پذیری همیشه مورد پسند مردم قرار می گیرد. با چنین کارهایی ما شانس جلب نظر مخاطب هایی که حتی جزو مخاطب هدف مان نیستند، خواهیم داشت.

۳٫ IHOP: کمپین IHOB

پلتفرم مورد استفاده: توییتر

IHOP چه کرد؟

تبلیغات برتر

در یکی از عجیب ترین کمپین های تاریخ شبکه های اجتماعی، شرکت بین المللی تولید پنکیک با شعبه های فراوان در سراسر جهان برای مدت زمانی محدود بدل به فروشگاه برگر نیز شد. به این ترتیب اوقات بسیار جذابی برای طرفدارهای برند IHOP در تابستان ۲۰۱۸ رقم خورد.

نام برند IHOP خلاصه عبارت International House Of Pancakes (خانه بین المللی پنکیک ها) است. وقتی این برند تصمیم به عرضه برگر در فروشگاه های خود گرفت، نامش را برای مدتی به IHOB تغییر داد. حرف B در پایان نام تازه برند مخفف برگر بود. به این ترتیب توجه مخاطب های به اقدام تازه IHOP (IHOB سابق) بیش از پیش جلب شد.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

وقتی برند نامش را به IHOB تغییر داد، پیش از اعلام رسمی فروش برگر، از مخاطب هایش درخواست حدس زدن دلیل این تغییر نام را کرد. به این ترتیب بیش از ۳۰ هزار کاربر توییتر اقدام به پاسخگویی کردند. وقتی هم که IHOP به طور رسمی دلیل تغییر نامش برای مدتی محدود را فاش ساخت، نزدیک به ۱۵ هزار ریتوییت دریافت کرد.

اکانت وندیز، اکانت مخصوص تست طعم خوراکی های مختلف، در توییتر واکنش جالبی به اقدام IHOP نشان داد: «من هیچ ترسی از برگرهای برندی که بهترین پنکیک های دنیا رو تولید می کند، ندارم». نکته جالب آگاهی از انتقادهای کوبنده این اکانت به برخی از برندهای بزرگ صنعت خوراکی است. وقتی چنین اکانت سخت گیری اقدام به تعریف از اقدامی خلاقانه می کند، می توان نسبت به موفقیت آن مطمئن بود.

براساس آمارهای رسمی حجم فروش کل برند IHOP در هفته پس از اعلام رسمی فروش برگر ۳۰درصد افزایش یافت. البته در این میان برخی از مردم تردیدهایی نسبت به واقعیت این اقدام داشتند. به همین دلیل توییت رسمی IHOP لازم بود. در حقیقت اگر ما نسبت به این حوادث واکنش رسمی نشان ندهیم، امکان از بین رفتن فرصت طلایی برندمان وجود خواهد داشت.

آنچه می توان از این کمپین آموخت
صادقانه بگویم، فعالیت در شبکه های اجتماعی به عنوان یک فرد حقیقی دشواری های خاص خود را دارد. گاهی اوقات دیگر کاربران از مطالب ما خوش شان نمی آید. البته این امری طبیعی است. با این حال توهین های احتمالی برخی از کاربران در ذیل مطالب ما همیشه آزاردهنده خواهد بود. به عنوان یک برند احتمال انتقادهای کوبنده کاربران از ما افزایش خواهد یافت. به این ترتیب در مورد نوآوری های عرصه بازاریابی و تبلیغات همیشه باید انتظار حوادث ناگوار را نیز داشت. اگر به عنوان یک برند به دنبال موفقیت در شبکه های اجتماعی هستید، باید ریسک انتقاد کاربران را نیز پذیرا باشید.

۴٫ داو: کمپین اعتماد به نفس

پلتفرم های مورد استفاده: فیس بوک، توییتر، اینستاگرام، یوتیوب، وب سایت

داو چه کرد؟

تبلیغات برند

بسیاری از برندهای حوزه تولید لوازم آرایشی و بهداشتی از هشتگ زیبایی طبیعی استفاده فراوانی می کنند. برند داو به عنوان یکی از غول های این عرصه به جای پیروی از جو غالب به سراغ ایده تازه ای رفت. ایده بازاریابی آنها توجه به مفهوم اعتماد به نفس و عشق به خود بود.

کمپین جهانی داو از زمان نخستین انتشارش در ۱۵ سال پیش قالب های بی شماری را به خود گرفته است. نکته مهم تبدیل اقدام برند داو به چیزی بیش از یک کمپین در طول این ۱۵ سال است. در حقیقت این کمپین اکنون بدل به یک ارزش و هدف اجتماعی شده است.

برند داو کمپین خود را برای مقابله با کاهش اعتماد به نفس عمومی در جامعه طراحی کرد. به این ترتیب علاوه بر راهکارهای تبلیغاتی برای کمپین، آنها اقدام به مطالعات گسترده علمی نیز کردند. حضور کارشناس های داو در برنامه های تلویزیونی، انتشار مقاله در مطبوعات چاپی و اخیرا فعالیت در شبکه های اجتماعی جزوی از برنامه کمپین اعتماد به نفس است. هدف اصلی این برند کاهش حجم استفاده از لوازم آرایشی نیست. در حقیقت آنها پیام واضحی برای مردم سراسر دنیا دارند: اعتماد به نفس ربطی به جزییات زندگی ندارد.

هشتگ هایی نظیر زیبایی طبیعی، زیبایی واقعی و نیازی به لایک نیست شجاعت کاربران شبکه های اجتماعی به شکستن برخی از مدهای غیرواقعی در زمینه زیبایی را افزایش داده است. در این میان برند داو به ارائه اطلاعات دقیق و علمی پیرامون این بحث علاقه مند است.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

موسسه AdAge کمپین اعتماد به نفس برند داو را در بین ۱۰۰ کمپین برتر قرن ۲۱ قرار داده است. در سال ۲۰۱۸ برند داو همکاری دو ساله ای را با استودیو ساخت کارتون استیون یونیورس شروع کرد. هدف اصلی این همکاری ساخت کلیپ های کارتونی برای افزایش اعتماد به نفس در میان جوانان بود. نخستین ویدئو مشترک داو و استیون یونیورس بیش از ۲میلیون بازدید، ۱۰۳ هزار لایک و ۹۵۰۰ کامنت (اغلب مثبت) دریافت کرد.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

داو یکی از ارزش های اصلی برند خود را افزایش اعتماد به نفس در میان مردم عنوان کرده است. به این ترتیب آنها علاوه بر مشتریان شان نسبت به وضعیت اعتماد به نفس کارمندان شان هم نظارت دارند. هر برندی با توجه و مراقبت ویژه پیرامون ارزش مرکزی خود توانایی جلب نظر مخاطب هدفش را دارد. با این حال ابتدا باید ارزش اصلی برندمان را پیدا کنیم.

۵٫ ژیلت: آنچه بهترین مردها می توانند دریافت کنند

پلتفرم های مورد استفاده: یوتیوب، توییتر

ژیلت چه کرد؟

تبلیغات برند

برند ژیلت در کمپین خود تمام المان های رایج در زمینه شهرت مردها را تحریک کرد. این کار باعث موفقیت و شهرت بالای کمپین «آنچه بهترین مردها می توانند دریافت کنند» شد.

شاید شعار این کمپین برای شما آشنا باشد. در حقیقت شعار کمپین برگرفته از شعار تبلیغاتی اصلی برند ریزر تحت عنوان «آنچه بهترین مردها می توانند باشند» است. هدف اصلی ژیلت در ساخت این کمپین ترغیب مردها به پذیرش مسئولیت های اجتماعی و مقابله با تبعیض جنسی بود. به این ترتیب آنها تقریبا کنایه ای به رقیب اصلی شان یعنی ریزر نیز در این زمینه زدند. بسیاری از مشتریان برند ریزر به دلیل انفعال آن در صحنه جنبش های مردمی اقدام به توقف خرید از آنها کردند. به این ترتیب ژیلت علاوه بر همراهی با جنبش های اجتماعی، کنایه سنگینی هم به رقبای اصلی اش زد.

برند ژیلت علاوه بر راه اندازی کمپینی برای حمایت از جنبش های مخالف نابرابری جنسی در عمل نیز گام های موثری برداشته است. یکی از مهم ترین اقدامات این برند اختصاص بودجه یک میلیون دلاری به این جنبش ها برای سه سال متوالی است. به این ترتیب ژیلت مجموعا ۳میلیون دلار برای کمک به چنین جنبش هایی اختصاص داده است. وقتی پای مبلغی سنگین در میان باشد، اطمینان از استفاده درست آن اهمیت می یابد. به همین دلیل ژیلت مبلغ ۳میلیون دلار را فقط در اختیار موسسه های عام المنفعه قرار می دهد. به این ترتیب دیگر نگرانی زیادی پیرامون نحوه استفاده از آن وجود نخواهد داشت.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

با توجه به آمارهای تحلیلی موسسه تاک واکر، ژیلت بین ۱۴ تا ۱۶ ژانویه (زمان اجرای کمپین اش در شبکه های اجتماعی) ۱٫۵ میلیون بازخورد دریافت کرد. نکته جالب اینکه آنها در هفته گذشته فقط ۱۰هزار بازخورد داشتند.

بیش از یک میلیون از بازخوردهای ژیلت در بازه زمانی فوق فقط در ۲۴ ساعت نخست روی داد. در زمان مشابه، هشتگ مخصوص کمپین ژیلت نیز ۱۸۷٫۴۰۰ بار مورد استفاده قرار گرفت. تا به حال نیز توییت اصلی ژیلت نزدیک به ۲۵۰ هزار بار به بازنشر یافته است. ویدئو آنها در یوتیوب نیز بیش از ۳ میلیون بار دیده شد.

فرقی ندارد نظر ما پیرامون کمپین ژیلت چیست، در هر صورت نسل جوان علاقه زیادی بدان نشان داد.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

در جهان امروز، برندها برای موفقیت نیازمند چیزی فراتر از محصولات باکیفیت هستند. مطالعه موسسه ادلمن پیرامون برندهای موفق در سال ۲۰۱۸ نتایج جالبی به همراه داشته است. بر این اساس ۶۴درصد از مشتریان علاقه مند به حمایت از برندی بر پایه موضع گیری های سیاسی و اجتماعی هستند.

امروزه بیش از هر زمان دیگری برندها در حال فعالیت براساس ارزش های اصلی شان هستند. به این ترتیب مشتریان هم بیش از پیش به پایبندی برندها به ارزش های مختلف اهمیت می دهند، بنابراین باید به حمایت از ارزش هایی خاص به عنوان کلید موفقیت برندمان نگاه کنیم.

۶٫ اُورِئو: غوطه ور در تاریکی

پلتفرم مورد استفاده: توییتر

اورئو چه کرد؟

کمپین بازاریابی

به نظر شما چه مقدار از پست های شبکه های اجتماعی هنوز هم در ذهن شمار قابل توجهی از کاربران به یاد مانده است؟ پست برند اورئو در حین برگزاری مسابقه سوپربال سال ۲۰۱۳ بدون تردید یکی از مشهورترین توییت های جهان به حساب می آید.

پیش از برگزاری مسابقه سوپر بال، تیم بازاریابی دیجیتال ۳۰۶i طی قراردادی مدیریت اکانت توییتر برند اورئو در حین مسابقه را برعهده گرفت. بر این اساس آنها آزادی عمل کاملی در مدیریت اکانت توییتر اورئو در حین برگزاری مسابقه داشتند.

تیم ۳۶۰i با ترکیب جذابیت های مسابقه سوپربال با جشن ۱۰۰سالگی اورئو مخاطب ها را شگفت زده کردند. شعار اصلی آگهی تیم طراحی «همچنان فرصت غوطه ور شدن در تاریکی را دارید» بود.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

پست برند اورئو نزدیک به ۱۰هزار مرتبه بازتوییت شد. این آمار هیجان انگیز فقط در یک ساعت نخست بارگذاری آن رقم خورد.

برند اورئو نه تنها مسابقه برترین آگهی سوپربال، بلکه الهام بخش بسیاری از برندهای دیگر برای تبلیغات سال های بعد نیز شد. در حقیق اقدام برند اورئو یک نقطه عطف تاریخی در فعالیت برندها در شبکه های اجتماعی بود. به همین دلیل جزییات این کمپین در ذهن اغلب مشاهده کنندگان آن و البته کارشناس های امور بازاریابی و تبلیغات به خوبی ثبت شده است.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

استعداد و زیرکی در یک لحظه خاص خلق نمی شود. برای برندهای کوچک و بزرگ توانایی جلب نظر مخاطب نیازمند تمرین و استفاده از آخرین دستاوردهای عرصه روانشناسی و تکنولوژی است. بی تردید در چنین راهی فراز و نشیب های فراوانی در انتظار برندهاست. با این حال برای موفقیت در جلب نظر مخاطب باید چنین سختی هایی را تحمل کرد.

یکی از نکات جالب کمپین برند اورئو همکاری آنها با تیم بازاریابی دیجیتال ۳۶۰i است. به عنوان یک برند حرفه ای قرار نیست در همه زمینه ها مهارت بالایی داشته باشیم. گاهی اوقات اعتراف به ناتوانی در یک عرصه بهترین اقدام و استراتژی خواهد بود. وقتی ما از ناتوانی برندمان آگاهی داشته باشیم، به راحتی سراغ استفاده از تجربیات و توانایی دیگران می رویم. به همین دلیل گاهی اوقات برخی از برندها حتی اقدام به تولید محصولات مشترک نیز می کنند.

به عنوان نکته پایانی پیرامون کمپین اورئو باید به ویژگی پست های موفق در شبکه های اجتماعی اشاره کنم. در حقیقت این پست ها به هیچ وجه عجیب و غریب نیستند. فقط در شناخت مخاطب و انتخاب ایده مناسب بسیار عالی عمل می کنند. همین امر برای جلب نظر طیف وسیعی از کاربران کافی خواهد بود.

۷٫ اسپاتیفای: #۲۰۱۸Wrapped

پلتفرم های مورد استفاده: اسپاتیفای، اینستاگرام، فیس بوک، توییتر

اسپاتیفای چه کرد؟

در سال ۲۰۱۶ میانگین کاربران اسپاتیفای نزدیک به دو ساعت از وقت شان را به گوش دادن موسیقی در این پلتفرم می گذراندند. بدون تردید این زمان بسیار زیاد است. همچنین این امر به معنای بانک اطلاعاتی وسیع اسپاتیفای پیرامون نحوه عملکرد کاربرانش است.

برای دومین سال متوالی، اسپاتیفای به عنوان بزرگترین سامانه پخش آنلاین موسیقی به کاربرانش هدیه سخاوتمندانه ای اهدا کرد: فرصت نگاه دوباره به سال گذشته در قالب موسیقی. به این ترتیب اسپاتیفای پلی لیستی شامل ۱۰۰ موزیک برتر سال جمع آوری کرد. کاربران امکان گوش دادن به این مجموعه باارزش را داشتند. به علاوه، برخلاف سال نخست، امکان ذخیره سازی (آنلاین) این پلی لیست نیز برای کاربران فراهم بود. اجازه دهید نگاهی به امکانات در دسترس کاربران اسپاتیفای داشته باشیم:

• گوش دادن آنلاین به تمام ۱۰۰ موسیقی برتر سال

• آگاهی از شمار بالایی از هنرمندان تازه

• مشاهده موسیقی ها و هنرمندان پربازدید

• مشاهده برترین های هر سبک موسیقی

اقدام مکمل اسپاتیفای ترغیب کاربرانش در زمینه به اشتراک گذاری فهرست ۱۰۰ موسیقی برتر سال در سایر شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و توییتر بود. به این ترتیب حجم وسیعی از مطالب این پلتفرم ها در بازه زمانی کمپین اسپاتیفای مربوط به پلی لیست ۱۰۰ موسیقی برتر بود.

چرا این کمپین خوب از آب درآمد؟

با توجه به گزارش خبرگزاری آتلانتیک، پلی لیست ۱۰۰ موسیقی برتر اسپاتیفای نمونه کاملی از تبلیغات رایگان بود. همچنین این اقدام سپاسگزاری حرفه ای از مایت و وفاداری کاربران به حساب می آید.

خبرگزاری آتلانتیک در توصیف کمپین اسپاتیفای از عبارت «جذاب و منحصر به فرد» استفاده کرد. بدون تردید تعریف های خبرگزاری آتلانتیک برگرفته از موفقیت های این کمپین بود. به طور خلاصه، ایده اسپاتیفای هرچه یک کمپین بازاریابی و تبلیغاتی کامل باید داشته باشد، در خود جای داده بود.

آنچه می توان از این کمپین آموخت

کمپین اسپاتیفای نمونه کاملا موفقی از الگوی کمپین های ترکیبی است. منظور من از کمپین های ترکیبی آن دسته از کمپین هایی است که با استفاده از اطلاعات دقیق و اتکا به اشتراک گذاری هرچه بیشتر مخاطب هدف خلق می شود.

با نگاهی به موفقیت کمپین اسپاتیفای می توان بیش از هر زمان دیگری نسبت به آینده کمپین های ترکیبی امیدوار بود. فراسوی آن، اسپاتیفای به عنوان یکی از برترین پلتفرم های آنلاین در زمینه موسیقی راهکاری خلاقانه برای استفاده موثر از حجم وسیع اطلاعاتش پیدا کرد. به این ترتیب کاربران این پلتفرم پاسخ شایسته ای در مقابل اعتمادشان برای سال های متمادی به اسپاتیفای دریافت کردند. همچنین باید توجه داشت که این اثر خارق العاده در ساده ترین شکل ممکن به دست مخاطب هدف رسید.

 مترجم
 علی آل علی, پیج وُرسی
 منبع: blog.hootsuite